جلال الدين الرومي
25
مجالس سبعه مولانا ( فارسى )
خويشتنش بود و آنچ دندانهاى « 1 » مباركش را كافران شكسته بودند و آنك چندين ياران كشته بودند از درد وفات حمزه به روى همه فراموش شد سر حمزه را به كنار نهاد و به آستين مبارك رويش را پاك مىكرد و سوگند مىخورد كه بعوض تو چندان بكشم و هلاك كنم كه در حصر نيايد تا آيت آمد كه نى ما حمزه را بدولتها رسانيديم اين انتقام مكش كه راه تو لطفست و عفو . آوردهاند كه هر قومى بر كشتگان خود نوحه مىكردند و مىگريستند از زنان و مردان « 2 » و مصطفى صلوات اللَّه عليه مىفرمود كه حمزهء من عمّ من ! بر تو كسى نمىگريد تو سزاوارترى بدانك بر تو نوحه كنند و گريه كنند « 3 » گريان گريان در مسجد رفت جماعتى زنان آمدند بدر مسجد نوحه كردند بر حمزه رضى اللَّه عنه پيامبر صلوات اللَّه عليه بسى بگريست بعد از آن دستها برداشت بدعا و آن زنان را كه بر حمزه نوحه كرده بودند دعا كرد و بر شهيدان بهر يكى يكبار نماز كرد و بر حمزه هفتاد بار نماز كرد وحشى نوميد شد گفت اگر ابليس لعين را با همهء ذريتش توبه قبول است مرا بارى قبول نيست « 4 » چون چنين كارى كردهام و آنكس كه بهترين همه پيغامبرانست و پيوند همه جان « 5 » ملايكهء آسمانست از حركت من دل مباركش چنين « 6 » خراب شد اگر مرا عمر نوح باشد و ده عمر نوح را بر همدگر بندند و درين همه عمر همچو « 7 » ايوب صابر صبر كنم گمان ندارم كه اين گناه من هرگز توبه پذيرد و آمرزيده شود آه مىكرد و دودش بر آسمان مىرفت بعد از آن هرجا نوحهگرى نوحه كردى بر مرده در مكه بر سر آن گور « 8 » حاضر شدى و خاك بر سر مىكردى و با عورتان مىگريستى گفتند اى وحشى هم تو نيز خويش اين مردهء مائى گفتى كه مرا « 9 » تعزيتى است بر جان خود كه همهء تعزيتهاى عالم تعزيت منست بعد از آن آيتهاى رحمت مىآمد كه ( إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ) * يعنى هر كه خداوند را آن پادشاه بىزن و فرزند
--> ( 1 ) - دندان نسخه . ( 2 ) - مردان كشته شده نسخه ( 3 ) - بر تو گريند و نوحه كنند نسخه ( 4 ) - قبول نخواهد شد نسخه ( 5 ) - و پيوند جان همه نسخه ( 6 ) - چنان نسخه . ( 7 ) - عمر چو نسخه . ( 8 ) - آن گور وحشى نسخه . ( 9 ) - مائى گفت مرا نسخه .